یادمان نرود، یادمان نرود شبهایی را که از فرط بغض خوابمان نبرده. شبهایی که تا صبح دنده به دنده شدهایم، ناخن جویده ایم و زیر لب حرف زدهایم. یادمان نرود که آدمها هر قدر هم پارۀ تن و رفیق گرمابه و گلستان و عاشق سینه چاک، زخم میزنند. زخم میزنند و هیچ هم حالیشان نیست که شما را هاج و واج در بهت و سرگردانی و ناباوری فرو برده اند.
برچسب: چهار قل,چهارشنبه سوری,چهار جوک,چهار تخمه,چهار فصل,چهار شگفت انگیز,چهار برگ,چارتار,چهار میثاق,چهار اثر از فلورانس,
نویسنده: رها مقدم