
گفتن که ندارد، قرار نبود همیشه دور بمانم. بالاخره یک روزی باید مینشستم روی همین صندلی چرم سیاه و نوشتن را از سر میگرفتم. بالاخره باید یک روزی قوز میکردم رو به روی این لپتاپ دل مشکی و رقص انگشتهایم روی کیبورد را تماشا میکردم. بالاخره باید یک روزی میزدم وسط هدف، توی بلاگ"فا"، یا"فا" را به دنیا میاوردم و بازی را از سر میگرفتم....
ادامه مطلب